اصطلاحات کاربردی انگلیسی - قسمت اول
اصطلاحات کاربردی انگلیسی - قسمت اول
|
Persian equivalent |
Idiom |
|
به چه منظور |
to what end |
|
باید به کارش ایولله گفت. |
You must hand it to him. |
|
با صحبتهایت حالم را بهم میزنی. |
You make me ill with your speech. |
|
به جرأت میتوانم بگویم... |
I dare say… |
|
بپایید. ملتفت باشید. |
Mind your eye. |
|
ببخشید پشتم به شماست. |
Excuse me back. |
|
به شرافتم سوگند |
upon my word |
|
بهحساب خودم |
on my own account |
|
(قیافهاش) به پدرش رفته. |
He takes after his father. |
|
به حال من فرقی نمیکند.... |
It is all the same to me. |
|
بدرد من نمی خورد. |
It does not answer my purpose. |
|
بهتو چه؟ |
What is that to you? |
|
بین خودمان باشد. |
Between you and me |
|
بهمن مربوط نیست. |
It is not concern of mine. |
|
آدم خوشمعامله شریک مال مردم است. |
Honesty is best policy. |
|
به هیچ وجه نمیدانم. |
I'm hanged if I know. / I'll be hanged if I know. |
|
باعث افتخار من است. |
I am greatly honored. |
|
برو با همقد خودت طرف بشو. |
Pick on someone your own size. |
|
بابا ایوالله! |
I take my hat off to you. /take my hat off to |
|
با دم شیر بازی نکن. |
Don't twist the lion's tail. |
|
برگ سبزی است تحفهی درویش. |
A widow's mite. |
|
بگذارید نفسم جا بیاید. |
Let me gather my breath. |
|
برحسب تقاضای... |
at the instance of |
|
سرت به کار خودت باشه. سرت تو لاک خودت باشه. |
Mind your own business. |
|
بیحالم. بیحوصلهام. |
I am off color. |
|
به دیگران نیکی کنید. |
Do good to others. |
|
بجنبید. زودباشید. |
Snap into it. |
|
بیادبی و پررویی موقوف. |
None of your sauce. |
|
بره به جهنم. |
The devil take him. |
|
برو گم شو! |
Clear out! |
|
تا آنجا که به من مربوط می شود. |
For all I care. |
|
برو پی کارت! |
Go along with you/get lost! |
|
بارک الله! |
Good show! |
|
برو به جهنم! |
Go to the devil! |
|
بالادست ندارد. |
He is second to none. |
|
بنظر من.... |
It looks to me…. |
|
بسته به میل خودت است./هرطور میلتان است. |
It is up to you. |
|
بیخود نبود که... |
It was not for nothing that… |
|
به سلامتی شما. (هنگام نوشیدن) |
Here's to you. |
|
بی رودربایستی |
In a family way |
|
پول که علف خرس نیست. |
Money doesn't grow on trees. |
|
تا چه پیش آید. |
It all depends. |
|
تا جایی که در توان من است. |
To the best of my ability. |
|
تا خرخره گرفتار مشکل است. |
He is neck-deep in trouble. |
|
تا آنجا که من میدانم.... |
For the best of my knowledge… |
|
با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته. |
He robs his belly to cover his back. |
|
تف بر این زندگی. |
Down this life. |
|
تا زندگی هست امید هست. |
While there is a while there is a hope. |
|
تا آنجا که چشم کار میکند. |
As far as the eye can reach. |
|
تا تنور گرم است نان را بچسبان. |
Strike while the iron is hot. |
|
صداقت بهترین سیاست است. |
Honesty is the best policy. |
|
توی باغ نیست. |
He is off the rails. |
|
نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد. |
Waste not, want not. |
|
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. |
There is no smoke without fire. |
|
تازه اولشه. |
This is only the beginning. |
|
تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر. |
Spare the rod and spoil the child. |
|
توانا بود هر که دانا بود. |
Knowledge is power. |
|
تفرقه بنداز و حکومت کن. |
Divide and rule. |
|
جریان چیه؟ |
What is all about? |
|
جلوی زبونت رو بگیر. |
Control your tongue. |
|
بزن به چاک. |
Buzz off. |
|
بفرمایید میل کنید. از خودتون پذیرایی کنید. |
Help yourself. |
|
بدجوری گیر کردم. |
I am in a rather hole. |
|
به غیرتم برخورد. |
My pride was wounded. |
|
بد هیچکس را نخواهید. |
Wish nobody ill. |
|
پایت را به اندازهی گلیمت دراز کن. |
Cut your coat according to your cloth. |
|
پول حلال مشکلات است. |
Money talks. |
|
پای مرا وسط نکشید. |
Don't involve me. |
|
پایش لب گور است. |
He is on his last leg. |
|
چارهای جز این ندارم. |
I have no choice but… |
|
بیخیالش! |
What do I care! |
|
چه خیال باطلی |
A fat chance |
|
چه نفعی دارد؟ |
What is there in it? |
|
چرا در مجلس عروسی داشتی چشمچرانی میکردی؟ |
Why were you feeding your eyes in the wedding party? |
|
چوب خدا صدا ندارد. |
The mills of God grind slowly. |
|
چقدر به شما بدهکارم؟ |
How much do I owe you? |
|
چه پررویی! |
What cheek! |
|
چه باید کرد؟ |
What is to do? |
|
خواه ناخواه، چه بخواهی چه نخواهی |
Willy nilly / willy-nilly |
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 6:16 PM توسط خانمحمدی
|